رفتن به مطلب

Soaa

عضو کام به کام
  • تعداد ارسال ها

    230
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    15

Soaa آخرین باز در روز اردیبهشت 14 برنده شده

Soaa یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

درباره Soaa

  • تاریخ تولد تعیین نشده

آخرین بازدید کنندگان نمایه

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمی شود.

Soaa's Achievements

عضو

عضو (1/4)

83

اعتبار در سایت

  1. بیکاریم کاری سراغ نداری
  2. دلیل نمیشه :دی چه میکنی با سربازی معلومه عشق میکنی ها
  3. نه دیگه همینه که هست امضای منو ویرایش میکنی :دی
  4. بنیامین اینقدر سایت رو عوض میکنی😁 پس چرا بچه ها قهر کردن نمیان
  5. 😇😁
  6. درود بر امیر حسین عزیز

     

    1. Soaa

      Soaa

      سلام دادا 

       

       

      اینجا چرا اینقدر یهویی تغییر کرد

       

      انگار یه چیز دیگه شده اصن

    2. کام به کام

      کام به کام

      خوب شد یا نه حالا

    3. Soaa

      Soaa

      هنوز نیگاه خریداری بهش ننداختم

       

      وقت کنم یه چرخی توش بزنم 

       

       

  7. سلام امیر حسین خوبی میگم در صفحه اصلی شما چت باکس رو می تونید ببینید ؟
    1. Soaa

      Soaa

      سلام اگه اونی هست که اون پایینه هست اما غیر فعاله
  8. حساب رسی و فاکتور نویسی:cautious:
  9. چرا ادم همه ی چیزای بد رو داره ولی برای جذب چیز های خوب باید تلاش کنه ؟ تلاش برای جذب پول تلاش برا زندگی اسوده تلاش برای بالا بردن اعتماد به نفس تازه مثل لبه ی تیغ میمونه کلی تلاش میکنی تازه میفهمی اشتباه تلاش می کردی :unsure:
  10. Soaa

    "تاکسی نوشت" از سروش صحت

    عقب تاکسی نشسته بودم، سرم را به شیشه پنجره تکیه داده بودم و بیرون را نگاه می کردم. داشتم می رفتم دوستم را که بعد از مدت ها از سفر برگشته بود ببینم خوشحال و آرام بودم و از تمیزی هوا لذت می بردم. مردی که کنارم نشسته بود گفت «خوشیا» گفتم «بله... از کجا فهمیدین؟» مرد گفت «از قیافه ات معلومه» من لبخند زدم و چیزی نگفتم. مرد گفت «خوش به حالت» همون موقع از شیشه جلو مگسی وارد تاکسی شد و وزوزکنان این طرف و آن طرف رفت و بعد بالای سر من روی سقف نشست. با روزنامه یی که دستم بود ضربه محکمی به مگس زدم ولی درست قبل از اصابت ضربه، مگس بلند شد، ویزی کرد و آمد جلوی چشم های من و همان طور که توی هوا بال می زد گفت «هوا تمیزه» دوستت از خارج اومده، حالتم خوبه اون وقت بازم نمی تونی یه ذره ویزویز ما رو تحمل کنی؟» در حالی که داشتم شاخ درمی آوردم به مردی که بغلم نشسته بود گفتم «دیدین این مگسه حرف می زنه» مرد لبخندی زد و گفت «آره» مگس گفت «شماها با هم حرف می زنین من می گم چرا؟... منم باید ویزویز کنم دیگه... خوبه مثلاامروز حالت خوبه» مگس این را گفت و از همان پنجره یی که آمده بود رفت.‌ ‌به مرد گفتم «واقعا حرف می زد» مرد خندید و گفت «خوش به حالت... راحتی»‌ ‌گیج شده بودم ‌‌مگس دوباره از پنجره آمد تو چشمکی به من زد و رفت... پ ن : خدایی دم ساقیش گرم :دی
  11. Soaa

    سال نو مبارک

    دلیل نمیشه شوما مثلا مدیری باید از قبل عیدی بچه ها رو اماده میکردی ?
  12. Soaa

    بیا بگو covid19 گرفتی؟

    ?نزدیک بوده خدا رحم کنه ها خدا رو شک که همگی سلامتین?
  13. Soaa

    بیا بگو covid19 گرفتی؟

    دقیقا
×
×
  • اضافه کردن...