رفتن به مطلب

محفل شب شعر ( گل است و عطر و نسیم مشک فشان )


yasi

با شب شعر موافقم  

  1. 1. با شب شعر موافقم

    • با شب شعر موافقم
      0
    • مخالفم
      0


ارسال های توصیه شده

محتسب مستي به ره ديد و گريبانش گرفت

مست گفت: اي دوست, اين پيراهن است, افسار نيست

 

گفت: مستي, زآن سبب افتان و خيزان مى روي

گفت: جرم راه رفتن نيست, ره هموار نيست

 

گفت, مى بايد تو را تا خانه قاضي برم

گفت: رو صبح آي, قاضي نيمه شب بيدار نيست

 

گفت: نزديك است والي را سراي, آنجا شويم

گفت: والي از كجا در خانه خّمار نيست

 

گفت: تا داروغه را گوييم, در مسجد بخواب

گفت: مسجد خوابگاه مردم بدكار نيست

 

گفت: ديناري بده پنهان و خود را وارهان

گفت: كار شرع,كار درهم و دينار نيست

 

گفت: از بهر غرامت,جامهات بيرون كنم

گفت: پوسيده است, جز نقشي ز پود و تار نيست

 

گفت: آگه نيستي كز سر درافتادت كلاه

گفت: در سر عقل بايد, بى كلاهي عار نيست

 

گفت: مىبسيار خوردي زآن چنين بى خود شدي

گفت: اي بيهوده گو, حرف كم و بسيار نيست

 

گفت: بايد حد زند هشيار مردم, مست را

گفت: هشياري بيار, اينجا كسي هشيار نيست

(پروین اعتصامی)

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • پاسخ 106
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

  • 3 ماه بعد...

زنده گی چه کوته و چه دراز

نه به آخر بمرد باید باز

 

همه بر چنبر گذار خواهد بود

این رسن را، اگرچه هست دراز

 

خواهی اندر عنا و شدت زی

خواهی اندر امان به شدت و ناز

 

این همه روز مرگ یک سان اند

نشناسی زیکدیگر شان باز

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • اضافه کردن...