SHPRK ارسال شده در شهریور 30، 2013 اشتراک گذاری ارسال شده در شهریور 30، 2013 نبود ارتباط مؤثر میان پروژه*های اجرایی مهار بیابانزایی با مراکز تحقیقاتی، *تخصیص نیافتن اعتبار لازم برای پایش و مهم*تر از همه دولتی*بودن و فراهم*نبودن زمینه مساعد برای مقابله با بیابانزایی 3معضل اصلی مهار بیابانزایی در کشور است. دکتر حسن روحی*پور، پژوهشگر و عضو هیأت علمی مؤسسه تحقیقات جنگل*ها و مراتع کشور با اعلام این مطلب به همشهری گفت: یکی از نقاط ضعف ما در مقابله با بیابانزایی نداشتن سیستم پایش است. وقتی چنین سیستمی وجود ندارد، نمی*توان شاخص*های بیابانزایی را مشخص کرد و بالطبع بدون تعیین این شاخص*ها، مهار بیابانزایی با مشکل مواجه می*شود.افت 20متری سطح آب*های زیرزمینی کرجاین استاد دانشگاه همزمان با روزجهانی مقابله با بیابانزایی (17ژوئن - 27خرداد)، از توسعه ناپایدار کشاورزی به*عنوان یکی از عوامل بیابانزایی نام برد و افزود: سدسازی و برداشت بی*رویه آب از سفره*های زیرزمینی باعث تشدید پدیده بیابانزایی در کشور شده است. برای نمونه، طی 12سال اخیر سطح آب*های زیرزمینی کرج به*دلیل توسعه ناپایدار کشاورزی 20متر افت کرده، به*طوری که بسیاری از اراضی باغی این منطقه درحال خشک*شدن است. در خوزستان هم به*دلیل برداشت بی*رویه آب از کرخه برای اجرای طرح*های صیفی*کاری، اراضی گسترده*ای تبدیل به شوره*زار شده که خود یکی از عوامل بیابانزایی محسوب می*شود.روحی*پور در توضیح این مطلب به همشهری گفت: نه*تنها در بخش کشاورزی به*دلیل برداشت*های غیرمجاز و نامتناسب با افت آب*های زیرزمینی مواجهیم که توسعه نامتناسب صنعت و شهرسازی که با جنگل*تراشی و تغییر کاربری اراضی توأم بوده، به پدیده بیابانزایی دامن زده است. به گفته وی، استفاده نادرست از اراضی و دخل و تصرفات غیرمسئولانه در طبیعت از عوامل اثر*گذار در بروز پدیده بیابانزایی است. وقتی با توجیه توسعه کشاورزی، اراضی شیبدار را شخم می*زنیم، بدیهی است که این کار، زمینه بروز سیلاب و فرسایش خاک را که منجر به بیابانزایی می*شود، فراهم می*سازد. با وجود این، کمتر اراضی شیبداری را می*یابید که از شخم در امان مانده باشد. با همین رویکرد، اغلب عرصه*های شیبدار حدفاصل اسفراین تا بجنورد را شخم زده*اند. این نمونه*ای از استفاده نامتناسب از «استعداد منابع کشور» است که متأسفانه در سراسر کشور به چشم می*خورد.نبود مدیریت صحیح و فشارهای انسانی بزرگ*ترین عامل بیابانزاییاین پژوهشگر بیابان با تأکید بر اینکه نبود مدیریت صحیح منابع و عدم*توازن استفاده از منابع باعث تشدید بیابانزایی طبیعی در کشور شده است، گفت: هرچند شرایط اقلیمی نظیر خشکسالی باعث بیابانزایی در کشور می*شود اما فشارهای انسانی، بزرگ*ترین عامل تشدید بیابانزایی در کشور است. به گفته وی، بزرگ*ترین معضل ما در حال حاضر، نبود یک مدل علمی برای تعیین سرعت بیابانزایی در کشور است؛ حتی سیستم*های اجرایی هم براساس نوع کاربری، مدلی برای تعیین سرعت بیابانزایی در دست ندارند و تنها آماری که در این زمینه وجود دارد، مربوط به پروژه*های دانشجویی است که این یک ضعف بزرگ است.عضو هیأت علمی مؤسسه تحقیقات جنگل*ها و مراتع درباره ضعف آمار و نبود سیستم*های پایش یادآور شد: براساس نقشه*های ماهواره*ای، مساحت عارضه*ها یا تپه*های شنی کشور 4/5 تا 5میلیون هکتار است این در حالی است که آماری که در این زمینه موجود است و به آن استناد می*شود، مساحت تپه*های شنی را 12میلیون هکتار اعلام کرده که نیمی از آن غیرفعال است. بدیهی است که این آمار نادرست بوده و باید اصلاح شود.روحی*پور درباره ضرورت ایجاد سیستم پایش تصریح کرد: با راه*اندازی سیستم*های پایش می*توان در اولویت اول نسبت به بروز پدیده گردو*غبار هشدار داد و جوامع انسانی در معرض خطر را از آسیب*های بهداشتی و زیان*های زیست*محیطی آن آگاه کرد تا با تمهیدات لازم از صدمات ناشی از گردوغبار در امان بمانند. سیستم*های پایش سبب می*شود تا جوامع بومی هنگام بروز گردوغبار علاوه بر حفاظت از خود از دام*هایشان نیز حفاظت کنند؛ اینها تنها بخشی از فواید سیستم پایش است. اما راه*اندازی سیستم پایش فواید دیگری هم دارد. به گفته وی، با استفاده از یافته*های به*دست آمده از طریق پایش، می*توان با همکاری*های منطقه*ای و بین*المللی منابع تولید گرد*وغبار را تعدیل کرد.وی درباره کانون*های بحران بیابانزایی هم گفت: کانون بحران به نقاطی اطلاق می*شود که موجودیت حیات، تنوع زیستی و زیستگاه*ها را با خطر مواجه کند. بر این اساس به مناطقی که آسیبی به حیات وارد نمی*کند ولو آنکه در آنجا شن*های روان جابه*جا و از نقطه*ای به نقطه دیگر منتقل بشوند، نمی*توان کانون بحران اطلاق کرد.مدیریت ناکارآمد منابع آباین گزارش می*افزاید که در حال حاضر، منابع آب*های زیرزمینی نیمی از دشت*های کشور (230دشت) سالانه با 5/7میلیارد مترمکعب کاهش مواجه است. علاوه بر این، به*دلیل توسعه ناپایدار کشاورزی، خطر خشک*شدن اغلب رودخانه*های کشور را تهدید می*کند. این درحالی است که کارشناسان و صاحب*نظران همواره ضمن انتقاد از مدیریت غلط منابع آبی کشور نسبت به عواقب ناگوار ادامه این روند هشدار داده*اند. به گفته کارشناسان، مدیریت ناکارآمد منابع آبی کشور بیشترین سهم را در افت سفره*های زیرزمینی آب دارد. فراتر از این، ساخت سدهای عظیمی که با توجیه تأمین آب شرب، صنعت و کشاورزی احداث شده بسیاری از زیست*بوم*های کشور را به ورطه نابودی کشانده است. خشک*شدن تالاب*های پریشان، گاوخونی و ارومیه و به تبع آن شکل*گیری کانون*های جدید گردوغبار نمونه*هایی از مدیریت ناکارآمد منابع آب کشور است. لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر More sharing options...
ارسال های توصیه شده
بایگانی شده
این موضوع بایگانی و قفل شده و دیگر امکان ارسال پاسخ نیست.